تبليغاتX
یا این- یا آن
پاره ای از زندگی
اینکه نوگرایان دینی از سال ها پیش به ما می گفتند قرآن در زندگی خواص و عوامِ مسلمانان مورد بی توجهی قرار گرفته و «بازگشت به قرآن» را شعارشان قرار می دادند، بی وجه نبوده است. همین شرایط کنونی را در نظر بگیرید! سی سال است که یک حکومت اسلامی در کشور ما برقرار شده اما نه شخصیت پیامبر در این حکومت حقیقتاْ جایی دارد نه فرآورده ی تجربیات او که در قرآن متجلی شده. زمانی شنیدم که حسنین هیکل، روزنامه نگار مصری گفته بوده که انقلاب ایران پس از اندک زمانی از گستره ی جهانی افتاد و تبدیل شد به یک قیامِ شیعیِ محض. به گمان من او در این سخن به بیراهه نرفته. به حرف های اخیر در مورد وحدت شیعه و سنی اعتنا نکنید. به عمق بدگمانی یا تنفر درونی آنانی که امروز و در این شرایطِ سختی دم از وحدت می زنند، از هر مسلمانِ غیر "شیعه ی دوازده امامیِ معتقد آيت الله محمدهادي معرفتبه ولایت فقیه" توجه کنید. باری، نوگرایان می گفتند احادیث در میان ما به مرور بر قرآن رجحان یافته اند به خصوص آنکه بسیار بیش از قرآن به کارِ ساختن دنیا می آیند و این ناخودآگاه آن ها را در چشم ما عزیزتر کرده است.

این ها را گفتم که یادی کنم از مرحوم آیت الله معرفت. قطعاْ اگر یک فقیهِ صرف از دنیا برود بسیار بیشتر از او می شنوید تا کسی که عمری را برای قرآن پژوهی گذاشته باشد. مرحوم معرفت را من با چند مقاله ی قرآنی می شناختم و متأسفانه بیش از این او را نمی شناسم ولی همین توجه اش به قرآن در این زمانه برایم قابل توجه است. قرآن پژوهیِ او البته به نظرم چندان از روش های سنتیِ مواجهه با قرآن فاصله نگرفته اما به هرحال او عالمانه و مؤدبانه کار می کرد و حداقل من نشنیده ام که خصمانه به نواندیشان حمله کرده باشد. اینکه آدمی شخصیت و آثار علمیِ دیگران را محترم بشمارد به هم فکر بودن/نبودن با آنان بازنمی گردد. به این منوط است که آن دیگران هم شخصیت انسان ها را فارغ از آراء تحقیقی شان محترم بدانند. گمان من این است که مرحوم آقاي معرفت شخصیتی داشت که به زینت بسیاری از تعالیم اخلاقیِ قرآن آراسته بود.  

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 13:39  توسط امیرحسین  |