تبليغاتX
یا این- یا آن
پاره ای از زندگی

 

-          نظام و ولایت فقیه و رهبری را قبول داری؟ چه قدر؟ قلباْ قبول داری؟

-          ولایت فقیه خوب است؟

-          نظرت راجع به قانون اساسی چیست؟ چه انتقادی به قانون اساسی داری؟

-          مادرت نظام و ولایت فقیه و رهبری را قبول دارد؟ چه قدر؟ قلباْ قبول دارد؟

-          محله ی قدیم تان از نظر مذهبی بهتر است یا محله ی جدید؟

-          دانشگاه از نظر مذهبی و سیاسی چه وضعی دارد؟

-          اصول گرایان چه کسانی اند؟

-          انجمن حجتیه می دانی که چیست؟

-          28 صفر چه روزی است؟

-          14 خرداد چه روزی است؟

-          «یوم المبیت» چیست؟

-          «لیله القدر» چیست؟ چرا مهم است؟

-          راهپیمایی می روی؟

-          نماز جمعه می روی؟

-          «استحاله» یعنی چه؟

-          ارکان اصلی و فرعی نماز چندتا هستند؟ نگو چه هستند! بگو چندتا هستند!

-          چند نوع نماز واجب داریم؟... مگر نماز نمی خوانی؟!

-          نماز آیات چه جوری خوانده می شود؟... مگر رساله نخوانده ای تا به حال؟!

-          تا به حال با دوستی یا کسی به علت مسائل غیراخلاقی، قطع رابطه کرده ای؟

-     «غسل جنابت» چگونه است؟

-          چه کتاب هایی می خوانی؟

-     «مالک یوم الدین» یعنی چه؟

-          چند نوع «شناخت خدا» داریم؟

-          «واجب الوجود» چیست؟

-          «حدیث ثقلین» چیست؟

-          «شرک خفی» چیست؟

-          «سقیفه ی بنی ساعده» چیست؟

-          موضوع روز چیست؟

-          عضو کدام گروه ها یا احزاب بوده ای یا هستی؟... چرا عضو بسیج نیستی؟

-          حمد و سوره را بخوان!... با ادای مخارج حروف بخوان!

.

.

.

پی نوشت1: شغل درخواستی: کارشناس آموزش

پی نوشت2: دریغ از یک سوال علمی!

پی نوشت3: خاک بر سر مملکت!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:50  توسط امیرحسین  | 

ظاهراً چهارشنبه شب رفته بودیم روی آنتن! ماجرا این بود که دو هفته پیش، اصحاب "رسانه ی ملی" پیش از ما آمده بودند سر کلاس حضرت دکتر حداد عادل(کلاس که چه عرض کنم؟! ما شرف یاب می شویم در محل دانشنامه ی جهان اسلام و "معلم" آنجا جلوس می فرمایند)؛ که ایشان هم معلم نمونه ای هستند و هم شاگرد استاد مطهری بوده اند. من که دیدم بساط دوربین و ... برپاست گفتم از کلاس بیرون می روم که تصویرم در رسانه ی کذا پخش نشود. مجری که از همان بامزه های 20:30 و این حرف ها بود، دست بر قضا اول آمد سراغ ما که «می خواهیم با شما درمورد کلاس و فضایل آقای دکتر و ... مصاحبه کنیم». بلند شدم و گفتم: شرمنده! من علاقه ای ندارم تصویرم از تلویزیون دولتی پخش شود و آمدم بیرون. چند نفری هم بلند شدند و خُب البته همیشه کسانی هم هستند که در مداحی پیشقدم شوند. به منشی مخصوص که می گفت «چرا آمدید بیرون؟» و «این ها برای روز معلم آمده اند»، گفتم معلم، چوب و چماق و داغ و درفش می خواهد نه روزی به افتخار! سرش را انداخت پایین و رفت.

 بعد دیدم که نه! فیلم برداری شاملِ کل کلاس می شود چون با بیرون رفتن ما چند نفر، آنجا به همه چیز می ماند جز کلاس؛ سه-چهار نفر بیشتر نمانده بودند و آن ها بالاخره می خواستند فیلمی از "کلاس درس" تهیه کنند. چون به غیبت هایم احتیاج داشتم مجبور شدم پس از آن مصاحبه های کذایی برگردم که حداقل از کلاس بهره ببرم! ریاست مجلس هم البته گفتند که «فلانی! این قدر قر و اطوار نیا و بگذار کارشان را بکنند»]علی بن ابی طالب: بر دهان و سر و روی مداحان خاک بپاشید[. این بود که بالاخره سیمای ما در سیمای دولتی ظاهر شد.

 سال 1374 انصار حزب الله ریختند به دانشکده ی فنی و دانشجویان انجمن را کتک زدند و سخنرانی سروش را قطع کردند و یقه اش را دریدند و با صندلی به سر و رویش کوبیدند. قبل از آن، دار آورده بودند جلوی پلی تکنیک که سروش را که از «انتظارات دانشگاه از حوزه» گفته بود، بر دار کنند. غیر از تأییدات مکرر خطیبان جمعه و ]...[ و ]...[، انصار در جلسه ی هفتگی از غلامعلی حداد عادل به عنوان "ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی" دعوت کرد که سخنانی براند. ایشان هم رفت به آنجا و «خسته نباشید»ی گفت و ضمناً مرحوم شریعتی را هم مورد ملاطفت قرار داد!

 سروش در رازدانی و روشنفکری و دینداری پاسخ هایی به حداد "عادل" داده است که بسیار خواندنی است. حداقل چشم ما را باز می کند تا این قدر فراموشکار نباشیم. می گوید او را آوردند تا هم صدای «مناظره طلبی» را بلند کنند هم رنگ علم طلبی را غلیظ تر سازند. باری،

چون داد عادلان به جهان در بقانکرد                                       بی داد ظالمان شما نیز بگذرد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:53  توسط امیرحسین  | 

سرود قبلی جمهوری اسلامی را یادتان می آید؟ همان که این گونه آغاز می شد:

« شد جمهوریِ اسلامی به پا...»

این فیلم را که دیدم یادش افتادم:« شد جمهوریِ اسلامی به پا...»!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:31  توسط امیرحسین  | 

دکتر محسن جهانگیری

استاد فلسفه و عرفان- دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:57  توسط امیرحسین  |