|
پاره ای از زندگی
|
ظاهراً چهارشنبه شب رفته بودیم روی آنتن! ماجرا این بود که دو هفته پیش، اصحاب "رسانه ی ملی" پیش از ما آمده بودند سر کلاس حضرت دکتر حداد عادل(کلاس که چه عرض کنم؟! ما شرف یاب می شویم در محل دانشنامه ی جهان اسلام و "معلم" آنجا جلوس می فرمایند)؛ که ایشان هم معلم نمونه ای هستند و هم شاگرد استاد مطهری بوده اند. من که دیدم بساط دوربین و ... برپاست گفتم از کلاس بیرون می روم که تصویرم در رسانه ی کذا پخش نشود. مجری که از همان بامزه های 20:30 و این حرف ها بود، دست بر قضا اول آمد سراغ ما که «می خواهیم با شما درمورد کلاس و فضایل آقای دکتر و ... مصاحبه کنیم». بلند شدم و گفتم: شرمنده! من علاقه ای ندارم تصویرم از تلویزیون دولتی پخش شود و آمدم بیرون. چند نفری هم بلند شدند و خُب البته همیشه کسانی هم هستند که در مداحی پیشقدم شوند. به منشی مخصوص که می گفت «چرا آمدید بیرون؟» و «این ها برای روز معلم آمده اند»، گفتم معلم، چوب و چماق و داغ و درفش می خواهد نه روزی به افتخار! سرش را انداخت پایین و رفت.
بعد دیدم که نه! فیلم برداری شاملِ کل کلاس می شود چون با بیرون رفتن ما چند نفر، آنجا به همه چیز می ماند جز کلاس؛ سه-چهار نفر بیشتر نمانده بودند و آن ها بالاخره می خواستند فیلمی از "کلاس درس" تهیه کنند. چون به غیبت هایم احتیاج داشتم مجبور شدم پس از آن مصاحبه های کذایی برگردم که حداقل از کلاس بهره ببرم! ریاست مجلس هم البته گفتند که «فلانی! این قدر قر و اطوار نیا و بگذار کارشان را بکنند»]علی بن ابی طالب: بر دهان و سر و روی مداحان خاک بپاشید[. این بود که بالاخره سیمای ما در سیمای دولتی ظاهر شد.
سال 1374 انصار حزب الله ریختند به دانشکده ی فنی و دانشجویان انجمن را کتک زدند و سخنرانی سروش را قطع کردند و یقه اش را دریدند و با صندلی به سر و رویش کوبیدند. قبل از آن، دار آورده بودند جلوی پلی تکنیک که سروش را که از «انتظارات دانشگاه از حوزه» گفته بود، بر دار کنند. غیر از تأییدات مکرر خطیبان جمعه و ]...[ و ]...[، انصار در جلسه ی هفتگی از غلامعلی حداد عادل به عنوان "ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی" دعوت کرد که سخنانی براند. ایشان هم رفت به آنجا و «خسته نباشید»ی گفت و ضمناً مرحوم شریعتی را هم مورد ملاطفت قرار داد!
سروش در رازدانی و روشنفکری و دینداری پاسخ هایی به حداد "عادل" داده است که بسیار خواندنی است. حداقل چشم ما را باز می کند تا این قدر فراموشکار نباشیم. می گوید او را آوردند تا هم صدای «مناظره طلبی» را بلند کنند هم رنگ علم طلبی را غلیظ تر سازند. باری،
چون داد عادلان به جهان در بقانکرد بی داد ظالمان شما نیز بگذرد